«اخراج گسترده کارگران» به یکی از بزرگترین بحرانهای اجتماعی و اقتصادی سال ۲۰۲۶ تبدیل شده است؛ بحرانی که در سایه جنگ، تحریم، قطع اینترنت، سرکوب سیاسی و ساختار فاشیسم مذهبی جمهوری اسلامی، میلیونها کارگر و کارمند را به مرز فقر و نابودی کشانده است.
مقدمه؛ جنگ، بحران و آغاز موج اخراجهای گسترده
ایران امروز در یکی از بحرانیترین دورههای تاریخ معاصر خود قرار گرفته است. جنگ و تنش نظامی میان حکومت جمهوری اسلامی و آمریکا، در کنار تحریمهای گسترده، قطع اینترنت، نابودی زیرساختها و سوءمدیریت ساختاری حکومت، اقتصاد کشور را وارد مرحلهای از فروپاشی تدریجی کرده است؛ فروپاشیای که نخستین قربانیان آن میلیونها کارگر، کارمند و خانوادههای زحمتکش ایرانی هستند.
«اخراج گسترده کارگران در ایران» اکنون دیگر صرفاً یک بحران صنفی یا اقتصادی نیست، بلکه به مسئلهای اجتماعی، سیاسی و حتی انسانی تبدیل شده است. کارخانهها تعطیل میشوند، کسبوکارهای کوچک نابود میگردند، شرکتهای فناوری نیروهای خود را اخراج میکنند و میلیونها نفر در معرض سقوط به زیر خط فقر قرار گرفتهاند.
اما ریشه این بحران تنها جنگ یا تحریم نیست. مسئله اساسیتر، ماهیت ساختاری حکومتی است که از نخستین روزهای شکلگیری خود، نه بر پایه توسعه اقتصادی، آزادی و رفاه مردم، بلکه بر دو ستون «صدور بحران به خارج» و «سرکوب در داخل» استوار بوده است.
آنچنانکه یک اقتصاددان میگوید نیمی از نیروی کار ایران با خطر بیکاری مواجه است، زیرا «هدف پنهان» جنگ آمریکا و اسرائیل بازار کار بود.

اخراج گسترده کارگران؛ اقتصاد در مسیر فروپاشی
ایران در سال ۲۰۲۶ یکی از بزرگترین موجهای تعدیل نیرو و تعطیلی صنایع را تجربه میکند. گزارشهای منتشرشده توسط منابع بینالمللی و تحلیلگران اقتصادی نشان میدهد که جنگ اخیر، قطع طولانیمدت اینترنت و آسیب به زیرساختهای صنعتی، اقتصاد کشور را به مرحلهای خطرناک رسانده است.
بر اساس اظهارات غلامحسین محمدی، معاون وزیر کار جمهوری اسلامی، جنگ باعث نابودی مستقیم بیش از یک میلیون شغل شده و حدود یک میلیون نفر دیگر نیز به صورت غیرمستقیم تحت تأثیر قرار گرفتهاند. اقتصاددانان مستقل هشدار دادهاند که در صورت ادامه وضعیت فعلی، بین ۳ تا ۴ میلیون شغل ممکن است از بین برود و حدود نیمی از نیروی کار کشور در معرض خطر قرار گیرد.
در یکی از پلتفرمهای کاریابی ایران، ثبت بیش از ۳۱۸ هزار رزومه در یک روز، نشانهای آشکار از انفجار بیکاری و اضطراب اجتماعی بود.
نمودارهای تازه صندوق بینالمللی پول پرده از واقعیتی تلخ برمیدارند: ایران در سال ۲۰۲۵ در جمع سه کشوری قرار گرفته که پول ملیشان با بیشترین شتاب سقوط کرده است. سقوطی که به زبان ساده به معنای نابودی حدود یکسوم دارایی شهروندان از مسیر تورم و چاپ پول است؛ پدیدهای که برای مردم، چیزی جز «دزدی سیستماتیک» نیست.
ابعاد تأثیر اخراجها بر فقر
-
ارقام مستقیم بیکاری و فقر جدید
- جنگ و اختلالات اقتصادی باعث از دست رفتن ۱ تا ۲ میلیون شغل مستقیم شده و حدود ۱ میلیون نفر دیگر به صورت غیرمستقیم تحت تأثیر قرار گرفتهاند (مجموع حدود ۲ میلیون نفر).
- پیشبینی برنامه توسعه سازمان ملل (UNDP): جنگ میتواند ۳.۵ تا ۴.۱ میلیون نفر دیگر را به زیر خط فقر بکشاند.
- بانک جهانی پیشبینی کرده که با ادامه روند فعلی، تا پایان ۲۰۲۶ حدود ۳ میلیون نفر دیگر به جمعیت فقرا اضافه شود و نرخ فقر به ۳۸.۸ درصد برسد.
-
فقر شاغلان
- بخش بزرگی از فقرا در ایران «شاغل فقیر» هستند. یعنی حتی کسانی که شغل دارند، درآمدشان کفاف زندگی را نمیدهد.
- قبل از این موج اخراجها هم حدود ۶۰ درصد خانوارهای زیر خط فقر سرپرست شاغل داشتند. حالا با کاهش ساعات کاری، مرخصی اجباری و اخراجها، این گروه بسیار بزرگتر شده است.
-
اثرات زنجیرهای
- کاهش قدرت خرید: از دست دادن حقوق باعث حذف اقلام اساسی (گوشت، میوه، لبنیات، دارو) از سفره خانوارها میشود.
- فروش داراییها: بسیاری از خانوادهها خودرو، جواهرات و وسایل خانه را فروختهاند تا زنده بمانند.
- افزایش بدهی و فشار روانی: اجاره مسکن، هزینههای درمانی و آموزشی به بحران تبدیل شده و منجر به مهاجرت به حاشیه شهرها، ترک تحصیل کودکان و افزایش سوءتغذیه شده است.
- نارضایتی اجتماعی: اخراجها همراه با تورم، یکی از اصلیترین محرکهای اعتراضات و نارضایتیهای سالهای اخیر بوده است.
آمار کلی فقر در شرایط فعلی
- نرخ فقر (بر اساس خط فقر بینالمللی ۸.۳۰ دلار در روز): حدود ۳۵–۴۱ درصد (بسته به منبع).
- ولی درآمد روزانه یک کارگر در ایران ۵،۵ دلار در روز است که برای یک خانواده ۴ نفره، یعنی برای هر کدام ۱.۳ دلار و در ماه معادل ۱۸،۲۵۰،۰۰۰ تومان است
- برخی گزارشها حتی از ۸۰ درصد جمعیت زیر خط فقر جهانی (با احتساب هزینههای واقعی زندگی) صحبت میکنند.
- خط فقر برای یک خانواده ۴ نفره به حدود ۷۰–۷۳ میلیون تومان در ماه رسیده است، در حالی که حداقل دستمزد رسمی بسیار پایینتر است.
چرا اخراج گسترده کارگران اینقدر سریع فقر را افزایش میدهند؟
- شبکه ایمنی ضعیف: بیمه بیکاری محدود، کوتاهمدت و ناکافی است.
- تورم همزمان: وقتی حقوق قطع میشود، قیمتها همچنان بالا میروند.
- بخش غیررسمی بزرگ: بسیاری از کارگران (بهویژه در صنعت و خدمات) قرارداد رسمی ندارند و بلافاصله بعد از اخراج هیچ درآمدی ندارند.
- اثر دومینو: اخراج در صنایع مادر (فولاد، پتروشیمی، نساجی) باعث تعدیل نیرو در صنایع وابسته و خدمات میشود.
- از بین رفتن طبقه متوسط: طبقه متوسط ایران که زمانی ستون ثبات اجتماعی محسوب میشد، اکنون در حال نابودی است. خانوادهها برای تأمین هزینههای اولیه، خودرو، طلا و وسایل خانه خود را میفروشند. سوءتغذیه، ترک تحصیل کودکان، مهاجرت به حاشیه شهرها و افزایش آسیبهای اجتماعی، پیامد مستقیم این بحران است.

فروپاشی صنایع؛ از فولاد تا نساجی و اخراج گسترده کارگران
بخش صنعت ایران بیشترین آسیب را از جنگ و بحران اقتصادی دیده است. حملات به زیرساختهای کلیدی، همراه با تحریمها و اختلال در زنجیره تأمین، صنایع مادر را فلج کرده است.
مجتمعهای پتروشیمی در عسلویه و ماهشهر، فولاد مبارکه و فولاد خوزستان از جمله مراکزی بودند که آسیب جدی دیدند. نتیجه این وضعیت، تعطیلی کارخانهها، کمبود مواد اولیه و اخراج گسترده کارگران بوده است.
در غرب ایران، یک کارخانه نساجی ۷۰۰ نفر از ۸۰۰ کارگر خود را اخراج کرد. کارخانهای دیگر در شمال کشور ۵۰۰ کارگر را تعدیل نیرو نمود. بسیاری از کارخانهها نیز با حداقل ظرفیت فعالیت میکنند یا کارگران را به مرخصی اجباری فرستادهاند.
مهدی بستانچی، رئیس شورای هماهنگی صنایع، گفت بخش صنعت وارد «فاز انقباض» شده که میتواند تا ۳.۵ میلیون کارگر را تحت تأثیر قرار دهد. او تأکید کرد که کاهش اشتغال اغلب به شکل تمدید نشدن قراردادها، کاهش ساعات کاری و مرخصی اجباری ظاهر میشود، نه اخراج رسمی.
فروپاشی اقتصاد دیجیتال و قطع اینترنت
یکی از مهمترین عوامل تشدید بحران اقتصادی، قطع سراسری اینترنت توسط حکومت بوده است؛ اقدامی که اقتصاد دیجیتال ایران را فلج کرد. گزارشها نشان میدهد که ایران یکی از طولانیترین قطعهای اینترنت در جهان را تجربه کرده است، (مانند بابک طراح محصول ۴۹ ساله در تهران در اواخر دیماه ۲۰۲۴ مطلع شد که موقعیت شغلیاش بخاطر قطعی اینترنت حذف شده است. مقاله نیویورک تایمز)
شرکتهایی مانند دیجیکالا بخشی از کارکنان خود را اخراج کردند و بسیاری از استارتاپها و کسبوکارهای آنلاین به تعطیلی کامل رسیدند. خسارت روزانه قطع اینترنت بین ۳۰ تا ۸۰ میلیون دلار برآورد شده است.
اینترنت برای حکومت صرفاً یک ابزار ارتباطی نیست؛ بلکه ابزاری امنیتی و سیاسی است. هرگاه اعتراضات اجتماعی گسترش پیدا میکند، حکومت با قطع اینترنت تلاش میکند جامعه را منزوی و جریان اطلاعات را کنترل کند.

کسبوکارها زیر فشار تورم
بخشهای صنعتی، به ویژه پتروشیمیها، بنادر و ساخت و ساز، نیز از افزایش اخراجها و ورشکستگیها خبر دادهاند و بسیاری از کارگران اخراجی به سرویسهای تاکسی اینترنتی مانند اسنپ یا سایر مشاغل پرخطر روی آوردهاند.
کارگران ساختمانی گزارش دادند که قیمت آهن از قبل از جنگ بیش از دو برابر شده است، به طوری که قیمت هر کیلوگرم از ۷۰۰۰۰۰ ریال (۰.۳۸ دلار) به ۱.۵۵ میلیون ریال (۰.۸۵ دلار) افزایش یافته و چندین شرکت را مجبور به تعطیلی کرده است. یکی از کارگران گفت: «ما سه ماه است که بیکار هستیم و دیگر نمیتوانیم مواد اولیه تهیه کنیم.»
طبق گزارشها، قیمت مقاطع فولادی در طول سال گذشته بین ۱۲۰ تا ۱۶۰ درصد افزایش یافته و قیمت پنلهای امدیاف از ۳۰ میلیون ریال (۱۶.۵۰ دلار) به تقریباً ۱۷۰ میلیون ریال (۹۳ دلار) افزایش یافته است که ادامه فعالیت را غیرممکن میکند.
فاشیسم مذهبی و بنبست قانون اساسی جمهوری اسلامی
یکی از ریشههای اساسی بحران کنونی، ساختار سیاسی جمهوری اسلامی و اصل ولایت فقیه است؛ اصلی که امکان تمرکز مطلق قدرت را در دست یک فرد فراهم کرده است.
خمینی و سپس خامنهای با اتکا به همین ساختار، نظامی توتالیتر و تئوکراتیک ایجاد کردند که در آن هیچ نهاد مستقلی قادر به کنترل قدرت سیاسی نیست.
در چنین سیستمی:
- قانون اساسی به ابزاری برای تثبیت دیکتاتوری تبدیل میشود؛
- نهادهای انتخابی عملاً زیر سلطه قدرت مطلقه قرار میگیرند؛
- آزادی بیان، احزاب مستقل و رسانههای آزاد سرکوب میشوند؛
- و هرگونه اعتراض اجتماعی با ابزار امنیتی پاسخ داده میشود.
این ساختار نه تنها با معیارهای قرن بیستویکم همخوانی ندارد، بلکه مانعی جدی در برابر توسعه اقتصادی، آزادیهای مدنی و رفاه اجتماعی است.
تأثیر اجتماعی اخراجها؛ جامعهای در آستانه انفجار
گسترش بیکاری و فقر، تنها یک مسئله اقتصادی نیست. این بحران به سرعت به بحران روانی و اجتماعی تبدیل میشود.
افزایش اعتیاد، خشونت خانگی، مهاجرت نخبگان، کار کودکان، تنفروشی ناشی از فقر و رشد آسیبهای اجتماعی، بخشی از پیامدهای وضعیت کنونی است.
جامعهای که امید اقتصادی و سیاسی خود را از دست بدهد، وارد چرخهای از ناامیدی و خشم میشود. بسیاری از تحلیلگران هشدار دادهاند که ادامه وضعیت فعلی میتواند زمینهساز ناآرامیهای گستردهتر اجتماعی شود.
چرا جنگ برای جمهوری اسلامی یک ضرورت سیاسی است؟
حکومت جمهوری اسلامی از آغاز شکلگیری خود، بحران خارجی را به ابزاری برای تثبیت قدرت داخلی تبدیل کرده است. جنگ، تنش منطقهای، دشمنسازی دائمی و صدور بحران، بخشی از ماهیت سیاسی این حکومت بوده است.
این جنگها نه از سر استقلالطلبی و آزادیخواهی این رژیم، بلکه در چارچوب بقای یک ساختار ایدئولوژیک و تئوکراتیک برایش عمل میکنند. حکومت همواره تلاش کرده است با ایجاد فضای امنیتی و نظامی، هرگونه صدای مخالف داخلی را سرکوب کند.
پس از پایان جنگ ایران و عراق نیز، هزاران زندانی سیاسی و اعضای سازمان مجاهدین خلق اعدام شدند؛ اعدامهایی که یکی از تاریکترین صفحات تاریخ معاصر ایران محسوب میشود. در سالهای بعد نیز حکومت بارها مخالفان سیاسی، معترضان و فعالان مدنی را با اتهامهایی مانند «جاسوسی» یا «اقدام علیه امنیت ملی» سرکوب کرده است.
در چنین ساختاری، جنگ خارجی به ابزاری برای استمرار سرکوب داخلی تبدیل میشود.
بحران اجارهخانه در تهران؛ و سیاستهای حکومت، چگونه معیشت مردم را نابود کرد؟
فقر در ایران ۲۰۲۶؛ پیامدهای اخراج گسترده و بحران ساختاری اقتصاد بر مبنای جنگ
قطعی اینترنت در ایران در میان جنگ خارجی و سرکوب داخلی
جمعبندی؛ پایان چرخه بحران چگونه ممکن است؟
اخراج گسترده کارگران در ایران تنها نتیجه جنگ یا تحریم نیست؛ بلکه محصول مستقیم ساختار سیاسی و اقتصادی حکومتی است که بقای خود را در بحران، سرکوب و امنیتیکردن جامعه میبیند.
تا زمانی که این ساختار در قدرت باقی بماند، بحرانهای اقتصادی، فقر، تورم، بیکاری، اعتیاد، اعدام و سرکوب نیز ادامه خواهد یافت. جنگ خارجی برای این حکومت ابزاری جهت سرکوب داخلی و جلوگیری از شکلگیری یک جامعه آزاد و دمکراتیک بوده است.
راه پایان دادن به این چرخه، ایجاد حکومتی مبتنی بر اراده آزاد مردم، حاکمیت قانون، جدایی دین از دولت، آزادی احزاب و رسانهها و تدوین یک قانون اساسی دمکراتیک است؛ قانونی که در آن هیچ فرد یا نهادی فراتر از قانون قرار نگیرد.
تنها در چارچوب یک جمهوری دمکراتیک و سکولار است که میتوان امید داشت اقتصاد ایران از چرخه بحران خارج شود، سرمایه انسانی کشور بازسازی گردد و میلیونها کارگر و خانواده ایرانی بار دیگر امکان زندگی با کرامت و امنیت را پیدا کنند.
عباس تبریزی
منابع:
مهمترین تحولات سال ۲۰۲۵ در ایران و جهان – کانون حقوق بشر ایران
وضعیت بد اقتصادی و وخامت شرایط زندگی مردم
Iran sees hundreds of thousands of jobs lost due to war
Iran sees mass redundancies from war with US and Israel – Yahoo News Canada
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










