پنجشنبه, مهر 23, 1405 - پنجشنبه, اکتبر 15, 2026
کالج آزادی
Advertisement Banner
  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
    • اخبار اجتماعی
    • اخبار سیاسی
    • نقض حقوق بشر
  • مقالات و یادداشت‌ها
    • مقالات اجتماعی
    • مقالات اقتصادی
    • مقالات سیاسی
    • مقالات وارده
  • آلترناتیو و مقاومت
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
  • تاریخی
    • تاریخ ایران
    • تاریخ جهان
    • مناسبت‌ها
  • آموزش
    • آموزه‌های اقتصادی
    • آموزه‌های اجتماعی
    • آموزه‌های سیاسی
  • زنان
    • زنان پیشتاز
    • زنان تاریخساز
  • فرهنگ و دانش
    • هنر و ادب
    • تازه‌های علمی
نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
    • اخبار اجتماعی
    • اخبار سیاسی
    • نقض حقوق بشر
  • مقالات و یادداشت‌ها
    • مقالات اجتماعی
    • مقالات اقتصادی
    • مقالات سیاسی
    • مقالات وارده
  • آلترناتیو و مقاومت
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
  • تاریخی
    • تاریخ ایران
    • تاریخ جهان
    • مناسبت‌ها
  • آموزش
    • آموزه‌های اقتصادی
    • آموزه‌های اجتماعی
    • آموزه‌های سیاسی
  • زنان
    • زنان پیشتاز
    • زنان تاریخساز
  • فرهنگ و دانش
    • هنر و ادب
    • تازه‌های علمی
نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
کالج آزادی
نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
صفحه اصلی آموزه‌های سیاسی

ماتریالیسم چیست؟ از دموکریتوس تا مارکس- قسمت ۱

ماتریالیسم از کجا آغاز شد؟

12مهر1405 - 4اکتبر2026
ماتریالیسم

از ماده تا تاریخ؛ یک مسیر فکری طولانی

Share on FacebookShare on Twitter

ماتریالیسم چیست و از کجا آغاز شد؟ از دموکریتوس و اتم‌گرایی یونان باستان تا هابز و مارکس، تاریخ و تحول اندیشه ماتریالیستی را مرور می‌کنیم.

فهرست مطالب مقاله

Toggle
  • از اتم و طبیعت تا انسان و جامعه؛ مسیر تحول ماتریالیسم
  • ماتریالیسم از کجا آغاز شد؟
  • دموکریتوس؛ ماده، حرکت و مسئله ذهن
  • از جهان باستان به فلسفه جدید
  • چرا ماتریالیسم مکانیکی کافی به نظر نمی‌رسید؟
  • ماتریالیسم در برابر ایدئالیسم
  • آیا ماتریالیسم یعنی انکار ذهن و آگاهی؟
  • مارکس چه چیزی را تغییر داد؟
  • پلخانوف و نگاه تاریخی به ماتریالیسم
  • هر ماتریالیستی مارکسیست نیست
    • آگاهی و عمل انقلابی؛ مسیر شکل‌گیری خودآگاهی در مبارزه
  • از ماده تا تاریخ؛ یک مسیر فکری طولانی
      • منابع و مراجع

از اتم و طبیعت تا انسان و جامعه؛ مسیر تحول ماتریالیسم

جهان پیش از آنکه ما درباره آن فکر کنیم وجود داشته است، یا آنچه «واقعیت» می‌نامیم تا حد زیادی ساخته ذهن ماست؟ آیا ماده، طبیعت و جهان بیرونی اساس واقعیت هستند، یا باید حقیقت را در ذهن، روح، ایده و اموری فراتر از جهان مادی جست‌وجو کرد؟

این پرسش ساده به نظر می‌رسد، اما یکی از قدیمی‌ترین و بنیادی‌ترین پرسش‌های تاریخ فلسفه است. پاسخ‌های متفاوت به همین پرسش، در طول قرن‌ها به شکل‌گیری جریان‌های مهم فلسفی انجامیده‌اند. ماتریالیسم یکی از مهم‌ترین این جریان‌هاست؛ دیدگاهی که در شکل کلی خود، واقعیت مادی و جهان مستقل از ذهن را نقطه آغاز قرار می‌دهد و می‌کوشد طبیعت، انسان و در برخی صورت‌های آن، ذهن و آگاهی را در ارتباط با جهان مادی توضیح دهد.

اما ماتریالیسم یک نظریه واحد نیست و نمی‌توان گفت یک فیلسوف مشخص آن را در یک زمان معین به وجود آورده است. این دیدگاه تاریخ طولانی و پیچیده‌ای دارد؛ از اتم‌گرایی لئوکیپوس و دموکریتوس در یونان باستان آغاز می‌شود، در فلسفه دوران جدید شکل‌های تازه‌ای پیدا می‌کند و در قرن نوزدهم، در اندیشه مارکس و انگلس، از توضیح طبیعت فراتر می‌رود و به تحلیل انسان، جامعه و تاریخ نیز راه پیدا می‌کند. منابع دانشگاهی نیز بر همین پیوستگی تاریخی، در عین تفاوت جدی میان شکل‌های مختلف ماتریالیسم، تأکید دارند.

بنابراین اگر بخواهیم بدانیم ماتریالیسم چیست، بهتر است آن را نه یک فرمول ثابت، بلکه یک سنت فلسفی در حال تحول بدانیم؛ سنتی که در دوره‌های مختلف، پاسخ‌های متفاوتی به رابطه ماده، ذهن، طبیعت و جامعه داده است.

ماتریالیسم از کجا آغاز شد؟

برای پیدا کردن ریشه‌های تاریخی ماتریالیسم معمولاً به فلسفه یونان باستان بازمی‌گردیم. در میان فیلسوفان پیشاسقراطی، لئوکیپوس و شاگرد یا پیرو او، دموکریتوس، نظریه‌ای را پرورش دادند که بعدها به «اتمیسم» معروف شد.

دموکریتوس در حدود قرن پنجم پیش از میلاد می‌زیست و بخش مهمی از اندیشه او بر این فرض استوار بود که جهان از ذرات بسیار ریز و تجزیه‌ناپذیر، یعنی اتم‌ها، و فضای خالی تشکیل شده است. اتم‌ها تغییر نمی‌کنند، اما می‌توانند حرکت کنند، با یکدیگر برخورد داشته باشند و به شکل‌های مختلف کنار هم قرار بگیرند. از ترکیب و جابه‌جایی آنها، اشیای جهان محسوس پدید می‌آیند.

البته یک نکته تاریخی مهم وجود دارد: دموکریتوس را نباید «مخترع ماتریالیسم» دانست. خود اصطلاح و طبقه‌بندی‌های امروزی بسیار دیرتر شکل گرفته‌اند. دموکریتوس یکی از مهم‌ترین نمایندگان یک شکل باستانی از تبیین مادی جهان بود. حتی در منابع دانشگاهی نیز اتم‌گرایی لئوکیپوس و دموکریتوس به‌عنوان یک نظریه طبیعی و فلسفی مشخص بررسی می‌شود، نه به‌عنوان لحظه تولد یک مکتب واحد به نام ماتریالیسم.

اهمیت این دیدگاه در این بود که برای توضیح جهان، نیازی نبود همه پدیده‌ها را با هدف، اراده موجودات ماورایی یا دخالت نیروهای الهی توضیح دهد. جهان می‌توانست از عناصر مادی و حرکت و ترکیب آنها شکل گرفته باشد.

این تغییر زاویه نگاه بسیار مهم بود. پرسش دیگر فقط این نبود که «جهان برای چه به وجود آمده است؟» بلکه می‌شد پرسید: جهان چگونه کار می‌کند؟

دموکریتوس؛ ماده، حرکت و مسئله ذهن

اندیشه دموکریتوس فقط درباره سنگ و خاک و ستارگان نبود. او حتی درباره زندگی و ذهن نیز توضیح‌هایی مادی ارائه می‌کرد. در گزارش‌هایی که از آثار او باقی مانده، روح و اندیشه نیز با فرآیندهای مادی مرتبط دانسته شده‌اند. برای نمونه، منابع دانشگاهی گزارش می‌کنند که دموکریتوس فکر را نیز ناشی از حرکت‌های مادی اتم‌ها می‌دانست.

البته باید در اینجا با احتیاط حرف زد. آثار اصلی دموکریتوس تقریباً به‌طور کامل از بین رفته‌اند و آنچه امروز درباره فلسفه او می‌دانیم، عمدتاً از گزارش‌ها و نقل‌قول‌های نویسندگان بعدی، به‌ویژه ارسطو و دیگر منابع باستانی، بازسازی شده است. بنابراین نمی‌توان همه جزئیات این نظام فلسفی را با همان اطمینانی بیان کرد که درباره آثار باقی‌مانده یک فیلسوف جدیدتر داریم.

اتمیسم دموکریتوس بعدها با تغییراتی توسط اپیکور ادامه پیدا کرد. اپیکور نظریه اتمی را بازسازی کرد و آن را با دیدگاه‌های خود درباره زندگی انسانی، اخلاق و رهایی از ترس پیوند داد. به این ترتیب، اندیشه مادی از یک نظریه درباره ساختار جهان به موضوعی مرتبط با شیوه زندگی انسان نیز تبدیل شد.

این نکته برای ادامه تاریخ ماتریالیسم اهمیت زیادی دارد: این سنت از همان ابتدا فقط درباره «ماده» به معنای فیزیکی آن نبود؛ به‌تدریج مسئله انسان، شناخت و زندگی اجتماعی نیز وارد آن شد.

از جهان باستان به فلسفه جدید

پس از دوران باستان، اندیشه‌های مادی در دوره‌های مختلف به شکل‌های متفاوتی ادامه یافتند، اما در قرن‌های هفدهم و هجدهم، با رشد علوم جدید، بحث درباره ماده و طبیعت وارد مرحله تازه‌ای شد.

یکی از چهره‌های مهم این دوره توماس هابز بود. هابز در فلسفه خود دیدگاهی مادی و مکانیکی نسبت به جهان و انسان داشت و تلاش می‌کرد پدیده‌های انسانی را نیز در چارچوب حرکت و تأثیر متقابل اجسام توضیح دهد. در تفسیرهای دانشگاهی از فلسفه هابز، او صراحتاً متفکری ماتریالیست معرفی می‌شود که ذهن و انسان را نیز در چارچوبی مادی بررسی می‌کرد.

برای هابز، جهان از «اجسام» تشکیل شده بود و حرکت نقش اساسی در توضیح پدیده‌ها داشت. حتی احساس و تصور نیز در ارتباط با تأثیر حرکت اجسام بیرونی بر اندام‌های حسی انسان توضیح داده می‌شد.

اینجا با نوعی ماتریالیسم روبه‌رو هستیم که بعدها به دلیل تأکید زیاد بر مکانیک، حرکت و رابطه علت و معلولی میان اجسام، در تاریخ فلسفه با عنوان «ماتریالیسم مکانیکی» شناخته شد.

اما هابز تنها نبود. در قرن هجدهم، شماری از فیلسوفان فرانسوی مانند ژولین اوفره دو لامتری و بارون دولباخ نیز به دفاع از دیدگاه‌های مادی پرداختند. آنان تحت تأثیر پیشرفت علوم طبیعی و تصویر مکانیکی از طبیعت، تلاش کردند انسان و ذهن را نیز بدون توسل به موجودات غیرمادی توضیح دهند.

به این ترتیب، ماتریالیسم وارد دوره‌ای شد که در آن پیشرفت فیزیک و علوم طبیعی، پشتوانه مهمی برای تبیین‌های مادی جهان محسوب می‌شد. منابع دانشگاهی نیز مسیر تاریخی از اتم‌گرایی باستان، به احیای ایده‌های اتمی در دوران جدید و سپس به فیلسوفانی مانند هابز و ماتریالیست‌های فرانسوی را به‌عنوان بخشی از تاریخ پیچیده این مفهوم بررسی می‌کنند.

چرا ماتریالیسم مکانیکی کافی به نظر نمی‌رسید؟

ماتریالیسم مکانیکی یک گام مهم در تاریخ اندیشه بود. این دیدگاه تلاش کرد پدیده‌های طبیعی و انسانی را از طریق ماده، حرکت و روابط علّی توضیح دهد و بسیاری از توضیح‌های ماوراءطبیعی را کنار بگذارد.

اما همین رویکرد محدودیت‌هایی نیز داشت.

اگر جهان را مجموعه‌ای از اجسام بدانیم که مانند قطعات یک ماشین فقط به یکدیگر فشار وارد می‌کنند و حرکت می‌کنند، چگونه باید تغییر، رشد، پیدایش شکل‌های تازه و پیچیدگی‌های موجود در طبیعت و جامعه را توضیح داد؟

برای مثال، یک ساعت را می‌توان با مجموعه‌ای از چرخ‌دنده‌ها توضیح داد. اما آیا یک موجود زنده، یک جامعه انسانی یا یک تحول تاریخی را نیز می‌توان دقیقاً با همان منطق توضیح داد؟

مسئله فقط حرکت نبود؛ مسئله رابطه میان اجزا و کل، تغییرات درونی، تضاد و تحول تاریخی بود.

این پرسش‌ها بعدها اهمیت بیشتری پیدا کردند و یکی از مسیرهایی بودند که بحث فلسفی را از ماتریالیسم مکانیکی به سوی برداشت‌های دیالکتیکی سوق دادند.

ماتریالیسم در برابر ایدئالیسم

برای فهم بهتر ماتریالیسم، باید آن را در نسبت با جریان دیگری که در تاریخ فلسفه بسیار مهم بوده است، یعنی ایدئالیسم، بررسی کرد.

به‌طور ساده، ماتریالیسم در شکل‌های مختلف خود واقعیت مادی و مستقل از ذهن را نقطه آغاز می‌گیرد؛ در حالی که در سنت‌های گوناگون ایدئالیستی، ذهن، ایده، روح یا ساختارهای ذهنی و عقلانی جایگاه بنیادی‌تری در توضیح واقعیت پیدا می‌کنند.

البته این تقسیم‌بندی به این سادگی تمام نمی‌شود. همه ایدئالیست‌ها یک چیز نمی‌گویند و همه ماتریالیست‌ها نیز نظریه یکسانی ندارند.

مثلاً جورج ویلهلم فریدریش هگل را نمی‌توان صرفاً با این جمله که «او می‌گفت جهان مادی وجود ندارد» معرفی کرد. فلسفه هگل بسیار پیچیده‌تر از چنین خلاصه‌ای است. اما در تاریخ مارکسیسم، رابطه مارکس با دیالکتیک هگل اهمیت ویژه‌ای پیدا کرد؛ زیرا مارکس و انگلس بعدها تلاش کردند روش دیالکتیکی را از چارچوب ایدئالیستی هگل جدا کرده و در چارچوبی مادی بازسازی کنند.

همین‌جا یکی از مهم‌ترین پیچش‌های تاریخی بحث آغاز می‌شود: چگونه می‌توان دیالکتیک را با ماتریالیسم پیوند داد؟

پاسخ به این پرسش، ما را به مقاله بعدی این مجموعه می‌رساند.

آیا ماتریالیسم یعنی انکار ذهن و آگاهی؟

یکی از سوءبرداشت‌های رایج این است که ماتریالیسم الزاماً به معنای انکار ذهن، آگاهی، احساس یا اندیشه است.

چنین برداشتی بیش از اندازه ساده است.

ماتریالیست‌ها معمولاً وجود ذهن و آگاهی را انکار نمی‌کنند؛ مسئله اصلی برای آنها این است که ذهن و آگاهی چگونه باید توضیح داده شوند و چه نسبتی با جهان مادی دارند.

دموکریتوس تلاش می‌کرد حتی اندیشه و ادراک را در چارچوب فرآیندهای مادی توضیح دهد. هابز نیز ذهن انسان را در چارچوب مادی بررسی می‌کرد. در دوره معاصر نیز «ماتریالیسم» و «فیزیکالیسم» به شکل‌های مختلفی درباره رابطه ذهن و جهان فیزیکی بحث می‌کنند.

بنابراین بهتر است به جای جمله ساده «ماتریالیسم ذهن را قبول ندارد»، بگوییم: ماتریالیسم می‌کوشد توضیح ذهن و آگاهی را بدون قرار دادن یک جوهر غیرمادی در بنیاد هستی بررسی کند.

البته اینکه این تلاش تا چه اندازه موفق است، خودش یکی از بحث‌های مهم فلسفه است.

مارکس چه چیزی را تغییر داد؟

در اینجا به نقطه‌ای می‌رسیم که تاریخ ماتریالیسم وارد مرحله تازه‌ای می‌شود.

کارل مارکس ماتریالیسم را اختراع نکرد. پیش از او سنتی طولانی از اندیشه‌های مادی وجود داشت؛ از اتم‌گرایان یونان باستان تا هابز و ماتریالیست‌های فرانسوی. حتی مارکس در جوانی رساله دکتری خود را درباره تفاوت فلسفه طبیعی دموکریتوس و اپیکور نوشت.

اهمیت مارکس در جای دیگری بود.

او مسئله را از توضیح صرف طبیعت به سوی انسان، کار، تولید، روابط اجتماعی و تاریخ کشاند. در اینجا دیگر پرسش فقط این نبود که جهان از چه ساخته شده است؛ بلکه پرسش مهم دیگری مطرح می‌شد:

انسان‌ها چگونه در شرایط واقعی زندگی خود جامعه را می‌سازند و این شرایط چگونه خود انسان‌ها را شکل می‌دهد؟

مارکس و انگلس در آثار مشترک و جداگانه خود تلاش کردند زندگی اجتماعی را از شرایط واقعی تولید و مناسبات انسانی جدا نکنند. در این نگاه، انسان موجودی انتزاعی و جدا از جهان اجتماعی نیست؛ او در شرایط تاریخی مشخص زندگی می‌کند، تولید می‌کند، با دیگران وارد رابطه می‌شود و همین روابط در شکل‌گیری ساختار جامعه نقش دارند.

به همین دلیل، وقتی از مارکس صحبت می‌کنیم، دیگر با همان ماتریالیسمی روبه‌رو نیستیم که صرفاً می‌گوید «همه چیز از ماده تشکیل شده است».

بحث به سمت جامعه و تاریخ حرکت کرده است.

در تفسیر فلسفه مارکس، «ماتریالیسم تاریخی» نیز به همین تحول مربوط می‌شود: تلاش برای توضیح تحول جوامع از طریق شیوه‌های تولید، مناسبات اجتماعی و تضادهای درونی آنها. در ادبیات دانشگاهی، این دیدگاه به‌عنوان نظریه مارکس درباره تاریخ شناخته می‌شود، هرچند درباره صورت‌بندی دقیق آن و نسبتش با نوشته‌های مختلف مارکس بحث‌های فراوانی وجود دارد.

پلخانوف و نگاه تاریخی به ماتریالیسم

در اینجا بد نیست صدای یکی از مفسران مهم مارکسیستی را نیز وارد بحث کنیم.

گئورگی پلخانوف، متفکر روس، در آثار خود درباره تاریخ ماتریالیسم تلاش کرد تحول این جریان را از اندیشه‌های قدیمی‌تر تا مارکس دنبال کند. اهمیت پلخانوف برای ما در این مجموعه نه به این دلیل است که حرف او را آخرین کلام درباره ماتریالیسم بدانیم، بلکه به این دلیل است که او یکی از کسانی بود که کوشید این تاریخ را به‌صورت یک روند فکری پیوسته توضیح دهد.

از این منظر، ماتریالیسم را نمی‌توان مجموعه‌ای از عقاید جدا از هم دانست که ناگهان با مارکس پدید آمده‌اند. بلکه می‌توان در آن مسیری تاریخی دید که در دوره‌های مختلف، تحت تأثیر تغییرات علمی و فلسفی، صورت‌های تازه‌ای پیدا کرده است.

این نوع نگاه به ما کمک می‌کند بفهمیم چرا برای مارکس، ماتریالیسم صرفاً ادامه همان ماتریالیسم مکانیکی قرن هجدهم نبود.

مارکس و انگلس از میراث ماتریالیستی پیشین استفاده کردند، اما آن را با دیالکتیک و تحلیل تاریخی جامعه پیوند زدند.

البته اینجا باید میان دیدگاه مارکس، تفسیر انگلس و خوانش‌های بعدی متفکرانی مانند پلخانوف تفاوت گذاشت. تاریخ مارکسیسم بعد از مارکس نیز یکدست نبود و مفسران مختلف برداشت‌های متفاوتی از رابطه ماتریالیسم، دیالکتیک و تاریخ ارائه کردند.

هر ماتریالیستی مارکسیست نیست

این نکته برای فهم کل مجموعه بسیار مهم است.

ماتریالیست بودن الزاماً به معنای مارکسیست بودن نیست.

دموکریتوس مارکسیست نبود؛ قرن‌ها پیش از مارکس زندگی می‌کرد. هابز نیز مارکسیست نبود. ماتریالیست‌های فرانسوی قرن هجدهم نیز پیش از تولد مارکس می‌زیستند.

حتی در فلسفه معاصر، فیلسوفانی وجود دارند که از شکل‌هایی از ماتریالیسم یا فیزیکالیسم دفاع می‌کنند، بدون آنکه دیدگاه سیاسی یا اجتماعی مارکس را بپذیرند.

بنابراین «ماتریالیسم» مفهومی گسترده‌تر از «مارکسیسم» است.

مارکسیسم یکی از سنت‌هایی است که از ماتریالیسم استفاده کرده و آن را در ترکیب با دیالکتیک و تحلیل تاریخی و اجتماعی به شکل خاصی توسعه داده است.

این تفاوت مفهومی اگر از ابتدا روشن نشود، در ادامه بحث درباره ماتریالیسم دیالکتیک و ماتریالیسم تاریخی، بسیاری از مفاهیم با یکدیگر خلط خواهند شد.

خط فقر در ایران

آگاهی و عمل انقلابی؛ مسیر شکل‌گیری خودآگاهی در مبارزه



بیشتر بخوانید

از ماده تا تاریخ؛ یک مسیر فکری طولانی

اگر بخواهیم مسیر این بحث را در چند خط خلاصه کنیم، باید از یونان باستان شروع کنیم.

لئوکیپوس و دموکریتوس کوشیدند ساختار جهان را با اتم‌ها و خلأ توضیح دهند. اپیکور این سنت را ادامه داد و تغییراتی در آن ایجاد کرد. قرن‌ها بعد، در دوران جدید، فیلسوفانی مانند هابز و سپس ماتریالیست‌های فرانسوی، توضیح‌های مادی و مکانیکی درباره طبیعت و انسان ارائه کردند.

اما با پیچیده‌تر شدن علوم، فلسفه و مطالعه جامعه، این پرسش مطرح شد که آیا جهان و جامعه را می‌توان صرفاً مانند یک ماشین توضیح داد؟

در همین نقطه، مفهوم دیالکتیک اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.

مارکس و انگلس در قرن نوزدهم تلاش کردند میان ماتریالیسم و دیالکتیک پیوندی تازه ایجاد کنند؛ مسیری که بعدها در سنت مارکسیستی با عنوان «ماتریالیسم دیالکتیک» شناخته شد.

از سوی دیگر، هنگامی که همین نگاه مادی و تاریخی به تحول جوامع و شیوه‌های تولید تعمیم پیدا کرد، بحث ماتریالیسم تاریخی شکل گرفت.

پس این چهار مفهوم را نباید از ابتدا یکی دانست:

ماتریالیسم، مفهوم عام‌تر و گسترده‌تر است؛
ماتریالیسم مکانیکی، یکی از صورت‌های تاریخی ماتریالیسم است؛
ماتریالیسم دیالکتیک، تلاش برای پیوند دادن ماتریالیسم با روش دیالکتیکی است؛
و ماتریالیسم تاریخی، کاربرد رویکرد مادی در تحلیل تحول جامعه و تاریخ است.

اما این چهار جمله هنوز برای فهم تفاوت‌های واقعی آنها کافی نیست.

در مقاله بعدی، دقیق‌تر به سراغ ماتریالیسم مکانیکی می‌رویم؛ اینکه چرا در دوره‌ای از تاریخ فلسفه اهمیت پیدا کرد، چه نسبتی با انقلاب علمی و فیزیک جدید داشت، متفکرانی مانند هابز و لامتری و دولباخ چگونه آن را نمایندگی کردند و مهم‌تر از همه، چرا این شیوه از توضیح جهان برای بسیاری از فیلسوفان بعدی دیگر کافی به نظر نمی‌رسید.

منابع و مراجع

لایه اول — منابع دانشگاهی مستقل

  • Stanford Encyclopedia of Philosophy، Democritus — درباره دموکریتوس، اتم‌گرایی و تفسیر مادی او از طبیعت.
  • Stanford Encyclopedia of Philosophy — Democritus
  • Stanford Encyclopedia of Philosophy، Ancient Atomism — درباره لئوکیپوس، دموکریتوس، اپیکور و تحول اتم‌گرایی باستان.
  • Stanford Encyclopedia of Philosophy — Ancient Atomism
  • Stanford Encyclopedia of Philosophy، Physicalism — برای بررسی مفهوم ماتریالیسم/فیزیکالیسم و تاریخ آن در فلسفه.
  • Stanford Encyclopedia of Philosophy — Physicalism
  • Stanford Encyclopedia of Philosophy، Thomas Hobbes — درباره ماتریالیسم، ذهن و فلسفه هابز.
  • Stanford Encyclopedia of Philosophy — Thomas Hobbes
  • Stanford Encyclopedia of Philosophy، Hobbes’ Philosophy of Science — برای دیدگاه هابز درباره جسم، حرکت و توضیح مادی پدیده‌ها.
  • Stanford Encyclopedia of Philosophy — Hobbes’ Philosophy of Science
    عباس تبریزی
  • سایت کالج آزادی در شبکه‌های اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب

لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید

برچسب‌ها: تاریخ ماتریالیسمتوماس هابزفریدریش انگلسفلسفه ماتریالیسمفلسفه مادیکارل مارکسماتریالیست‌های فرانسویماتریالیسمماتریالیسم تاریخیماتریالیسم چیستماتریالیسم دیالکتیکماتریالیسم فلسفیماتریالیسم مارکسماتریالیسم مکانیکیماتریالیسم و ایدئالیسم
اشتراکتوئیتاشتراک
پست قبلی

قیام مسلحانه؛ هراس حکومت ایران و انبار باروت در کف خیابان

پست بعدی

ماتریالیسم مکانیکی چیست؟ از هابز تا ماتریالیست‌های فرانسوی-قسمت ۲

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

ماتریالیسم دیالکتیک

ماتریالیسم دیالکتیک چیست؟ تاریخچه، بنیان‌گذاران، مکاتب و نقدهای فلسفی-قسمت ۳

نه به اعدام

روز جهانی نه به اعدام؛ ایران رکورددار اعدام در جهان

ماتریالیسم مکانیکی

ماتریالیسم مکانیکی چیست؟ از هابز تا ماتریالیست‌های فرانسوی-قسمت ۲

ماتریالیسم

ماتریالیسم چیست؟ از دموکریتوس تا مارکس- قسمت ۱

قیام مسلحانه

قیام مسلحانه؛ هراس حکومت ایران و انبار باروت در کف خیابان

دیدار قالیباف از چین

دیدار قالیباف از چین؛ شروط چین برای این دیدار چیست؟

رشد اقتصادی

رشد اقتصادی ایران در بهار ۱۴۰۵ به پایین‌ترین سطح خود رسید

بازگشایی مدارس

بازگشایی مدارس؛ جبهه‌ای تازه در برابر بحران‌های انباشته رژیم ایران

اسکات بسنت

اسکات بسنت: فعالیت بین‌المللی خطوط هوایی رژیم ایران از اول مهر متوقف می‌شود

شهریه مدارس

شهریه مدارس؛ مهر گران‌تر و مدرسه‌ها خالی‌تر می‌شوند

  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
  • مقالات و یادداشت‌ها
  • آلترناتیو و مقاومت
  • تاریخی
  • آموزش
  • زنان
  • فرهنگ و دانش

© ۲۰۲۴ - کالج آزادی. استفاده از مطالب مندرج در سایت با ذکر منبع بلامانع است.

نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
    • اخبار اجتماعی
    • اخبار سیاسی
    • نقض حقوق بشر
  • مقالات و یادداشت‌ها
    • مقالات اجتماعی
    • مقالات اقتصادی
    • مقالات سیاسی
    • مقالات وارده
  • آلترناتیو و مقاومت
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
  • تاریخی
    • تاریخ ایران
    • تاریخ جهان
    • مناسبت‌ها
  • آموزش
    • آموزه‌های اقتصادی
    • آموزه‌های اجتماعی
    • آموزه‌های سیاسی
  • زنان
    • زنان پیشتاز
    • زنان تاریخساز
  • فرهنگ و دانش
    • هنر و ادب
    • تازه‌های علمی

© ۲۰۲۴ - کالج آزادی. استفاده از مطالب مندرج در سایت با ذکر منبع بلامانع است.