پیمان مکه میان عربستان، ترکیه و پاکستان چگونه شکل گرفت؟ بررسی پیامدهای توسعهطلبی جمهوری اسلامی و شکلگیری ائتلاف دفاعی جدید در خاورمیانه.
چرا پیمان مکه شکل گرفت؟
روز جمعه، عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در مکه مکرمه «توافقنامه مکه برای دفاع مشترک» را امضا کردند؛ پیمانی که بر پایه فرمول آشنای «حمله به یکی، حمله به همه» بنا شده و بهسرعت به یکی از مهمترین رویدادهای امنیتی و ژئوپلیتیکی سال ۲۰۲۶ در خاورمیانه بدل شده است. رژیم ایران این رویداد بزرگ را عملاً نادیده گرفت و رسانههای حکومتی از کنار آن با سکوت گذشتند؛ سکوتی که خود گویای میزان نگرانی پنهان حاکمان تهران از این معادله تازه است و قسمتی از بدنه هم توصیه کردند که رژیم به آن بپیوندد، در عین حال که امضای این توافق دفاعی میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان را میتوان نشانهای از تغییر معادلات امنیتی خاورمیانه و واکنشی به سالها سیاستهای مداخلهجویانه، تهدیدهای منطقهای و جنگهای نیابتی جمهوری اسلامی دانست.
حال به شرایطی که این پیمان شکل گرفت میپردازیم:
پیمان مکه؛ واکنشی به سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی
نکته مرکزی که در بررسی پیمان مکه نباید نادیده گرفته شود، این است: این اتحاد سهجانبه، محصول مستقیم و بیواسطه سیاستهای توسعهطلبانه و تجاوزگرانه چهار دههای حکومت جمهوری اسلامی است. اگر رژیم ایران در سالهای اخیر با تکیه بر سپاه پاسداران و شبکه نیروهای نیابتیاش -از حوثیهای یمن تا گروههای مسلح عراقی- به زیرساختهای اقتصادی و نفتی عربستان حمله نمیکرد، اگر تنگه هرمز را به ابزار تهدید و باجگیری علیه همسایگان خود تبدیل نمیکرد و اگر جنگ اخیر با آمریکا و اسرائیل را با رویای گسترش «هلال شیعی» به سراسر منطقه دامن نمیزد، چنین ائتلافی هرگز به وجود نمیآمد. به بیان دیگر، عربستان، ترکیه و پاکستان را نه ایدئولوژی مشترک، بلکه ترسِ مشترک از یک همسایه تجاوزگر به هم پیوند داده است.
گزارشهای رویترز نشان میدهد ریاض همزمان از احتمال حملاتی از سوی نیروهای همسو با تهران از شمال و جنوب کشور نگران است و حملات پیاپی حوثیها به کشتیها و تأسیسات نفتی سعودی، این نگرانی را از سطح تحلیل به واقعیتی میدانی و روزمره تبدیل کرده است. وقتی موشک و پهپاد به ابزار فشار همیشگی یک حکومت علیه همسایگانش بدل میشود، آن همسایگان ناچار بهدنبال «بیمه امنیتی» میروند؛ و پیمان مکه دقیقاً از دل همین منطق بیمهساز بیرون آمده است.
نقاط قوت پیمان مکه
پیمان مکه از کنار هم قرار گرفتن سه کشور با ظرفیتهای متفاوت اما مکمل شکل گرفته است؛ ترکیه با برخورداری از یکی از قدرتمندترین و مجهزترین نیروهای نظامی منطقه، عربستان سعودی با توان مالی و اقتصادی گسترده و ظرفیت قابلتوجه برای تأمین هزینههای یک پیمان چندجانبه، و پاکستان بهعنوان تنها کشور دارای سلاح هستهای در میان کشورهای اسلامی، سه ضلع متفاوت اما مهم یک ساختار امنیتی جدید را تشکیل میدهند. ترکیب توان نظامی ترکیه، قدرت اقتصادی عربستان و ظرفیت بازدارندگی هستهای پاکستان، به این پیمان وزنی میدهد که فراتر از یک توافق معمولی میان سه کشور است و میتواند آن را به هسته اولیه یک ائتلاف امنیتی گستردهتر در جهان اسلام تبدیل کند؛ ائتلافی که با توجه به بحرانآفرینیها، تهدیدهای منطقهای و سیاستهای مداخلهجویانه جمهوری اسلامی، میتواند برای بسیاری از کشورهای مسلمان این انگیزه را ایجاد کند که بهمنظور تقویت امنیت خود به پیمان مکه بپیوندند.
محاصرهای که رژیم ایران خود بنا نهاد
پیمان مکه راه را برای پیوستن کشورهای دیگر نیز باز گذاشته و در عمل، فضای ژئوپلیتیکی پیرامون ایران را تنگتر کرده است. اگر مرزهای شمالی را که وضعیتی متفاوت دارند کنار بگذاریم، این توافق زمینهساز شکلگیری کمربندی از کشورهای مسلمان همسو در شرق، غرب و جنوب ایران شده است. رویترز پیشتر گزارش داده بود که بحرین به الحاق به ترتیبات مشابه علاقه نشان داده و اردن نیز درباره همکاریهای آموزشی و تسلیحاتی ابراز تمایل کرده است؛ نشانهای از آنکه پیمان مکه میتواند آغازگر یک الگوی سرایت امنیتی گستردهتر در خاورمیانه باشد.
این محاصره را نباید توطئهای بیرونی علیه «ایران» دانست، بلکه باید آن را پیامد طبیعی سیاستی خواند که طی آن حاکمان جمهوری اسلامی، منافع ملی و امنیت مردم ایران را قربانی جاهطلبیهای منطقهای و ایدئولوژیک خود کردهاند. تاریخ بارها نشان داده که وقتی یک قدرت منطقهای سیاست توسعهطلبی و تهدید مداوم همسایگان را در پیش میگیرد، دیر یا زود همان همسایگان منافع مشترکی در بازدارندگی آن قدرت مییابند؛ الگویی مشابه شکلگیری اتحاد متفقین در برابر جاهطلبیهای نظامی آلمان نازی در جنگ جهانی دوم.
پیمان مکه در عمل چه هست و چه نیست؟
در متن رسمی توافق تأکید شده که این پیمان «هیچ کشور خاصی را هدف قرار نمیدهد» و «صرفاً ماهیت دفاعی دارد»؛ ترکیه نیز رسماً اعلام کرده که این توافق «علیه ایران یا هیچ کشور دیگری نیست». اما زمانبندی امضای پیمان -در اوج تنشهای نظامی میان رژیم ایران، آمریکا و اسرائیل و در بحبوحه ناامنی گسترده در پیرامون خلیج فارس- معنای واقعی آن را بسیار فراتر از عبارات دیپلماتیک متن رسمی میبرد.
با این حال، باید از خلط دو مفهوم «تعهد دفاعی» و «ورود خودکار به جنگ» پرهیز کرد. حتی در پیمان ناتو که شناختهشدهترین نمونه دفاع جمعی جهان است، حمله به یک عضو به معنای ورود بیقیدوشرط همه اعضا به جنگ نیست؛ ماده ۵ ناتو کشورها را به واکنش ملزم میکند، اما نوع آن واکنش را به تصمیم هر کشور وامیگذارد. پیمان مکه نیز چنین ساختاری دارد: قدرت اصلی آن نه در اجرای خودکار، بلکه در ابهامی است که پیش از هر حمله احتمالی، محاسبات مهاجم را پیچیدهتر میکند. عربستان، ترکیه و پاکستان منافع کاملاً یکسانی ندارند -پاکستان همچنان هند را نگرانی امنیتی اصلی خود میداند و ترکیه بهعنوان عضو ناتو سیاست خارجی مستقل خود را دنبال میکند- اما همین ابهام درباره میزان واقعی تعهد آنها، بخشی از بازدارندگی پیمان را تشکیل میدهد.
پاکستان؛ از میانجیگری تا سرمایهسازی
حضور اسلامآباد در کنار عربستان و ترکیه و همزمان ایفای نقش میانجی میان رژیم ایران و آمریکا، دور از انتظار مقامات تهران بود. پاکستان با این موضع میکوشد هم از کاهش فشارهای اقتصادی و جذب سرمایه خارجی بهرهمند شود و هم سرمایه سعودی و توان صنعتی ترکیه را بهسوی اقتصاد خود هدایت کند؛ روندی که با توسعه بندر گوادر و کریدور اقتصادی چین-پاکستان همسو است. برخلاف ترکیه، پاکستان با ریسک کمتری از بحرانسازی افکار عمومی داخلی در صورت درگیری جدی با یک همسایه روبهرو است، و همین موضوع نقش میانجی را برای اسلامآباد آسانتر میکند. به بیان دیگر، ایفای نقش میانجی از سوی پاکستان بیش از آنکه ناشی از همسویی راهبردی با تهران باشد، ابزاری برای ارتقای جایگاه اقتصادی و ژئوپلیتیکی این کشور است.
چرا پیوستن رژیم ایران به پیمان مکه یک توهم است؟
در واکنش به شکلگیری پیمان مکه، برخی عناصر حکومتی در تهران پیشنهاد دادهاند که جمهوری اسلامی با رویکردی «هوشمندانه» خواستار پیوستن به این ائتلاف شود. چنین پیشنهادی شباهت زیادی به این دارد که از روسیه خواسته شود برای مهار ناتو به عضویت آن درآید. حتی اگر تهران رسماً چنین درخواستی مطرح کند، پذیرش آن مشروط به شروطی خواهد بود که پذیرفتنش برای این نظام تقریباً غیرممکن است؛ چراکه هدف فوری این پیمان، موازنهسازی در برابر همان رفتاری است که حکومت جمهوری اسلامی طی سالها در منطقه در پیش گرفته است.
پیمان مکه چه بازتابی برای بازیگران منطقهای دارد؟
برای اسرائیل، مهمترین پیام این پیمان آن است که معماری امنیتی خاورمیانه از حالت تککانونی خارج میشود؛ هرچه کشورهای مسلمان منطقه بتوانند شبکه دفاعی مستقل خود را بسازند، تلآویو کمتر میتواند روی شکافهای سنتی میان آنها حساب باز کند. با این حال، محرک اصلی و فوری این پیمان نه مسئله اسرائیل، بلکه ترس از رژیم ایران و نیاز به یک چتر بازدارنده در برابر آن است.
برای واشنگتن نیز این توافق همزمان فرصت و چالش به همراه دارد: اگر این همکاری مکمل ساختارهای امنیتی موجود آمریکا در منطقه باقی بماند، میتواند به ثبات کمک کند؛ اما اگر به بلوکی مستقل با تصمیمگیریهای راهبردی خودمختار بدل شود، نشانهای از حرکت خاورمیانه بهسوی نظمی چندقطبی خواهد بود.
پیمان مکه؛ بهایی که توسعهطلبی برای مردم ایران داشته است
پیمان مکه را باید در وهله نخست آینهای از پیامدهای عملی سیاست خارجی رژیم ایران دانست؛ سیاستی که طی چهار دهه، منابع ملی ایران را صرف پروژههای نظامی و نیابتی در آنسوی مرزها کرد و اکنون کشور را در محاصرهای دیپلماتیک و امنیتی بیسابقه قرار داده است. از منظر کسانی که مبنای مناسبات میان کشورها را گسترش روابط دوستانه و صلح میدانند، توافق مکه در ذات خود نوعی بازدارندگی به همراه دارد که به احتمال زیاد مردم ایران -نه حاکمان آن- از آن استقبال خواهند کرد؛ چراکه میتواند هزینه هرگونه ماجراجویی نظامی تازه را برای حکومتی که بنیانش را بر جنگ و گسترش آن نهاده، بالا ببرد و شاید حتی راه را برای پایان مخاصمههای منطقهای هموار کند.
نکته آخر اینکه چنین اتحادهایی معمولاً محصول تصادف نیستند؛ زمانی شکل میگیرند که رفتار توسعهطلبانه یک قدرت منطقهای، از آستانه تحمل همسایگانش را عبور کند. جمهوری اسلامی با سالها سرمایهگذاری در جنگهای نیابتی، تهدید مسیرهای دریایی و دخالت در امور داخلی کشورهای دیگر، خود زمینهساز این محاصره شده است؛ محاصرهای که سود نهایی آن نهفقط نصیب کشورهای عضو پیمان، بلکه نصیب مردم ایران نیز خواهد شد؛ مردمی که سالهاست زیر سایه همین سیاستهای جنگطلبانه، بهای سنگین آن را با معیشت و امنیت خود پرداختهاند.
عباس تبریزی
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.











