دوشنبه, سپتامبر 7, 2026
کالج آزادی
Advertisement Banner
  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
    • اخبار اجتماعی
    • اخبار سیاسی
    • نقض حقوق بشر
  • مقالات و یادداشت‌ها
    • مقالات اجتماعی
    • مقالات اقتصادی
    • مقالات سیاسی
    • مقالات وارده
  • آلترناتیو و مقاومت
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
  • تاریخی
    • تاریخ ایران
    • تاریخ جهان
    • مناسبت‌ها
  • آموزش
    • انقلاب دمکراتیک ایران
    • آموزه‌های اقتصادی
    • آموزه‌های اجتماعی
    • آموزه‌های سیاسی
  • زنان
    • زنان پیشتاز
    • زنان تاریخساز
  • فرهنگ و دانش
    • هنر و ادب
    • تازه‌های علمی
نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
    • اخبار اجتماعی
    • اخبار سیاسی
    • نقض حقوق بشر
  • مقالات و یادداشت‌ها
    • مقالات اجتماعی
    • مقالات اقتصادی
    • مقالات سیاسی
    • مقالات وارده
  • آلترناتیو و مقاومت
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
  • تاریخی
    • تاریخ ایران
    • تاریخ جهان
    • مناسبت‌ها
  • آموزش
    • انقلاب دمکراتیک ایران
    • آموزه‌های اقتصادی
    • آموزه‌های اجتماعی
    • آموزه‌های سیاسی
  • زنان
    • زنان پیشتاز
    • زنان تاریخساز
  • فرهنگ و دانش
    • هنر و ادب
    • تازه‌های علمی
نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
کالج آزادی
نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
صفحه اصلی تاریخی تاریخ ایران

دستگیری مجاهدین در اول شهریور؛ وقتی سرکوب شاه به آغاز مقاومتی تازه انجامید

23آگوست2026
دستگیری مجاهدین

بنیانگذاران کبیر سازمان مجاهدین خلق ایران

Share on FacebookShare on Twitter

دستگیری مجاهدین در اول شهریور ۱۳۵۰، ضربه‌ای سنگین به سازمان بود؛ اما ساواک خیلی زود دریافت که این دستگیری‌ها پایان مبارزه مجاهدین نبود، بلکه باعث شناخته شدن آنها در جامعه ایران شد.

فهرست مطالب مقاله

Toggle
  • دستگیری مجاهدین؛ ضربه‌ای برای تأمین امنیت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله
  • زمینه ضربه: اعتماد به یک خائن دستگیری برای مخالفان
  • دستگیری مجاهدین در اول شهریور؛ ضربه‌ای که قرار بود پایان راه باشد
  • فراری که ساواک هرگز جرأت اعلامش را نداشت
  • دستگیری مجاهدین مبدأ محکومیت شاه در جامعه
  • نجات از طناب دار: تلاش بین‌المللی که شاه را عقب نشاند
  • شهادت احمد رضایی و آغاز دوران عملیات
  • شبکه مادران: وقتی داغ به سرمایه اجتماعی بدل شد
    • تاریخچه تأسیس و سیر مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران از ۱۳۴۴ تا انقلاب ۱۳۵۷
  • اول شهریور و دستگیری مجاهدین: چرا این روز هنوز اهمیت دارد

دستگیری مجاهدین؛ ضربه‌ای برای تأمین امنیت جشن‌های ۲۵۰۰ ساله

اول شهریور، سالروز یکی از تلخ‌ترین و در عین حال درس‌آموزترین روزهای تاریخ مبارزات مسلحانه علیه دیکتاتوری شاه است؛ روزی که ساواک با یورشی گسترده به خانه‌های تیمی سازمان مجاهدین خلق ایران، بیش از نود درصد اعضا و همه کادر مرکزی این سازمان را دستگیر کرد. شاه که می‌خواست در همان سال باشکوه‌ترین جشن سلطنتی تاریخ معاصر ایران، یعنی جشن‌های ۲۵۰۰ ساله شاهنشاهی را با حضور سران و نمایندگان نزدیک به صد کشور جهان برگزار کند، تاب تحمل کوچک‌ترین صدای مخالف را نداشت. به همین دلیل به نصیری، رئیس وقت ساواک، دستور داده بود هر مظنون به فعالیت ضدحکومتی را از میدان به‌در کند. آنچه در اول شهریور ۱۳۵۰ رقم خورد، دقیقاً محصول همین سیاست بود؛ اما آنچه از دل آن بیرون آمد، چیزی بود که شاه و دستگاه امنیتی‌اش هرگز انتظارش را نداشتند.

مرکزیت سازمان مجاهدین خلق
بنیانگذاران و کادر مرکزی و اعضا سازمان

زمینه ضربه: اعتماد به یک خائن دستگیری برای مخالفان

سال ۱۳۵۰ برای رژیم پهلوی سال حساسی بود. شاه در تدارک جشن‌های ۲۵۰۰ ساله بود و می‌خواست خود را در برابر جهان به‌عنوان تجسم ثبات و اقتدار در خاورمیانه و به‌ویژه در خلیج فارس معرفی کند. از سوی دیگر، عملیات سیاهکل چریک‌های فدایی خلق در بهمن ۱۳۴۹ ساواک را به‌شدت حساس کرده بود. فضای امنیتی کشور در نیمه اول سال ۵۰ چنان پلیسی شده بود که کوچک‌ترین حرکتی می‌توانست به بازداشت ختم شود.

سازمان مجاهدین خلق ایران، که از سال ۱۳۴۴ به‌طور کاملاً مخفی شکل گرفته و طی شش سال به سازمانی با بیش از دویست عضو در تهران، تبریز، مشهد، شیراز و اصفهان رشد کرده بود، درست در همین برهه برای عملیاتی بزرگ آماده می‌شد و به‌دنبال تهیه سلاح بود. یکی از واسطه‌های تدارک اسلحه، یک عضو سابق حزب توده بود که پیش‌تر به استخدام ساواک درآمده بود. او ردپای سازمان را به ساواک گزارش داد. از آن پس ساواک با بهره‌گیری از ده‌ها موتورسیکلت و خودرو، ماه‌ها ناصر صادق و دیگر اعضا را زیر نظر گرفت تا شبکه کامل خانه‌های تیمی را شناسایی کند.

دستگیری مجاهدین در اول شهریور؛ ضربه‌ای که قرار بود پایان راه باشد

ظهر اول شهریور ۱۳۵۰، گروه‌های ضربت ساواک هم‌زمان به پایگاه‌های مجاهدین در تهران و سایر شهرستان‌ها یورش بردند. علی باکری، ناصر صادق، محمود عسکرزاده، رضا رضایی، محمد بازرگانی، مسعود رجوی و سعید محسن، از بنیان‌گذاران سازمان، همان روز دستگیر شدند. طی دو ماه بعد، این موج بازداشت هر روز ادامه یافت تا جایی‌که تقریباً همه اعضای مرکزیت و بیش از نود درصد کادرها و اعضای سازمان به بند ساواک افتادند. تمام سلاح و امکانات سازمان نیز کشف و ضبط شد.

اما محمد حنیف‌نژاد، بنیان‌گذار و نفر اول سازمان، با وجود لو رفتن خانه‌های تیمی، دو ماه تمام از چنگ ساواک گریخت و در همین فاصله توانست بازمانده‌های سازمان را سرپا نگه دارد. سرانجام در اول آبان ۱۳۵۰، ساواک خانه تیمی او را که در اختیار عطا محمودیان، یکی از بازاریان هوادار سازمان بود، شناسایی کرد. حمله در نخستین روز ماه رمضان انجام شد؛ ساواک محله را محاصره کرد، صبح‌گاهان به خانه ریخت و حنیف‌نژاد را دستگیر و در آمبولانسی به‌سوی اوین منتقل کرد. در همان مسیر، وقتی یکی از مأموران با غرور از پایان کار سازمان سخن گفت، حنیف‌نژاد بی‌محابا پاسخ داد که چرا برای دستگیری چند نفر یک لشکر به کار گرفته‌اید؛ جوابی که دریافت کرد، ضربه قنداق هفت‌تیر به صورتش بود.

با دستگیری محمد حنیف‌نژاد، همه نیروهای ساواک به رقص و پایکوبی پرداخته بودند چرا که فکر می‌کردند، ریشه یک سازمان را کنده‌اند و رئیس ساواک آن‌قدر از دستگیری مجاهدین مطمئن شد که به مأموران درگیر یک ماه مرخصی داد. تصورش این بود که با گرفتن نفر اول سازمان، دیگر چیزی از مجاهدین باقی نمانده است.

فراری که ساواک هرگز جرأت اعلامش را نداشت

غرور ساواک دیری نپایید. مرکزیت دستگیرشده سازمان، از همان شب دستگیری حنیف‌نژاد، طرحی برای فراری دادن یکی از اعضا از زندان ریختند تا تجربه بازجویی‌ها و شکنجه‌ها به بیرون منتقل شود. رضا رضایی برای این نقش انتخاب شد، چون ساواک بیشتر به‌دنبال دستگیری برادرش احمد رضایی بود که هنوز بیرون از زندان مانده بود. رضا به بازجوها پیشنهاد داد که خودش احمد را متقاعد به تسلیم کند؛ ساواک فریب خورد و او را برای گشت خیابانی بیرون می‌برد.

در آذر ۱۳۵۰، در یک حمام عمومی با دو درِ خروجی، رضا رضایی از درِ دوم گریخت و با موتورسیکلتی که از پیش آماده شده بود، از منطقه دور شد. برای گمراه کردن ساواک، چند روز بعد چند اسلحه خراب همراه یادداشتی مبنی بر ادامه تعقیب احمد فرستاد. ساواک این فرار را هرگز رسماً اعلام نکرد؛ چیزی که سعید محسن در زندان، در میان خنده، به هم‌بندی‌هایش مژده داد: «بچه‌ها رضا فرار کرد.» این فرار، به گفته کسانی که آن روزها را از نزدیک دیدند، مهم‌ترین ضربه متقابل مجاهدین به ساواک پس از شکست شهریور بود و سطح رهبری سازمان در بیرون از زندان را یک‌شبه ارتقا داد.

دستگیری مجاهدین مبدأ محکومیت شاه در جامعه

از زمستان ۱۳۵۰ رژیم شاه دادگاه‌های نظامی را برای محاکمه دستگیرشدگان برپا کرد؛ دادگاه‌هایی که در آن دستگیرشدگان حتی بعنوان زندانیان سیاسی به‌رسمیت شناخته نمی‌شدند و متهمان را «اقدام‌کننده علیه امنیت کشور» می‌خواندند.

اما با پیگیری‌های حقوقی دکتر کاظم رجوی، برادر مسعود رجوی، در سوئیس، و فشار سازمان‌های بین‌المللی حقوق بشر، شاه ناچار شد به حضور یک وکیل ناظر خارجی در دادگاه تن دهد و نخستین محاکمه مجاهدین نیمه‌علنی برگزار شود.

اعضای مرکزیت، به‌ویژه مسعود رجوی و سعید محسن، از این فرصت استفاده کردند و دفاعیات خود را به کیفرخواستی علیه مشروعیت رژیم شاه بدل ساختند.

سعید محسن در دادگاه، نظام شاه را نظامی غیرملی و غیرانسانی خواند که یگانه هدفش تشدید خفقان و استثمار است. مسعود رجوی از فقر روستاییان و ضرورت مبارزه مسلحانه سخن گفت و در برابر اعتراض دادستان، با این جمله پاسخ داد که این دادگاه به‌زودی پایان می‌یابد و او یا اعدام خواهد شد یا به حبس ابد محکوم می‌شود. علی میهندوست نیز خطاب به دادستان گفت که میان آن‌ها جز گلوله رابطه‌ای نیست.

خانواده‌های زندانیان، به‌ویژه مادران، متن این دفاعیات را از دادگاه بیرون می‌بردند و در میان مردم پخش می‌کردند. دفاعیه مسعود رجوی حتی شبانه از رادیوی مخالفان رژیم پخش شد، اقدامی که تاوان سنگینی برایش داشت.

دادگاه مجاهدین
دادگاه نمایشی مرکزیت سازمان مجاهدین در سال ۱۳۵۰

نجات از طناب دار: تلاش بین‌المللی که شاه را عقب نشاند

سی بهمن ۱۳۵۰، حکم اعدام مسعود رجوی صادر شد. دکتر کاظم رجوی بلافاصله وارد عمل شد؛ از کورت والدهایم، دبیرکل وقت سازمان ملل، تا کمیسیون‌های بین‌المللی حقوقدانان و کلیساها را برای فشار بر شاه بسیج کرد. کمیته سوئیسی دفاع از زندانیان سیاسی ایران که او بنیاد نهاد، سال‌ها گزارش وضعیت زندان‌های ایران را به زبان‌های مختلف منتشر می‌کرد. از آنجا که شاه محل تفریح زمستانی و حساب‌های مالی خانواده سلطنتی را در سوئیس داشت، در برابر این فشار عقب نشست و حکم اعدام مسعود رجوی را به حبس ابد تقلیل داد. در همین راستا، دکتر صالح رجوی در فرانسه و دکتر احمد رجوی در پاکستان نیز با چهره‌های سیاسی آن کشورها تماس گرفتند تا برای لغو حکم اعدام فشار بیاورند.

اما این بار رهایی از اعدام شامل حال بنیان‌گذاران اصلی سازمان نشد. محمد حنیف‌نژاد، علی‌اصغر بدیع‌زادگان، سعید محسن، رسول مشکین‌فام و محمود عسکرزاده در بهار ۱۳۵۱ اعدام شدند. مسعود رجوی، تنها بازمانده مرکزیت، از نوزده‌سالگی زندگی مخفی را تجربه کرده بود و اکنون با یک حبس ابد پیش رو، تنها امیدش ادامه راهی بود که بنیان‌گذاران با خون خود گشوده بودند.

کمیته مرکزی
کمیته مرکزی شهربانی یکی از شکنجه‌گاه‌های ساواک

شهادت احمد رضایی و آغاز دوران عملیات

بیرون از زندان، احمد رضایی، تنها عضو مرکزیت باقی‌مانده در آزادی، بازسازی سازمان را با قاطعیتی کم‌نظیر پیش برد. او به هر هوادار جدید یادآوری می‌کرد که ادامه مبارزه یعنی پذیرفتن زندگی مخفیانه و مسلح بودن تا پای جان.

یازدهم بهمن ۱۳۵۰، احمد رضایی در خیابان کمالی تهران در محاصره مأموران ساواک قرار گرفت. او با ۱۴ گلوله مقاومت کرد تا همرزمش بگریزد و در لحظه آخر، برای آنکه زنده به‌دست دشمن نیفتد، نارنجک خود را منفجر کرد و چند مأمور ساواک را نیز با خود به کام مرگ برد. ساواک چنان از این پایان خشمگین بود که حتی جسد او را به خانواده‌اش تحویل نداد.

مرگ احمد رضایی نقطه پایان دوران دفاع بود؛ از آن پس، سازمان تحت رهبری رضا رضایی، سلسله عملیات نظامی علیه مراکز ساواک را آغاز کرد و وارد فاز تازه‌ای از مبارزه مسلحانه شد.

شبکه مادران: وقتی داغ به سرمایه اجتماعی بدل شد

اگر ضربه شهریور ۵۰ به لحاظ نظامی سنگین بود، از نظر اجتماعی نتیجه‌ای کاملاً معکوس داشت. سازمانی که شش سال هیچ‌کس از وجودش خبر نداشت، ناگهان در سطحی وسیع شناخته شد. در تهران و قم تظاهرات و تحصن در حمایت از مجاهدین شکل گرفت. مادران شهدا و زندانیان، برخلاف رسم رایج عزاداری، به‌جای سوگواری به یکدیگر تبریک می‌گفتند و شیرینی پخش می‌کردند. آنان در قم به جلسه درس حوزوی رفتند و آخوندها را به دفاع از جوانان زندانی فراخواندند؛ در تهران دفاعیات دادگاه را مخفیانه از دید ساواک بیرون می‌بردند و به دست مردم می‌رساندند.

این شبکه گسترده مادران و خانواده‌ها به کانونی برای عضوگیری، رسیدگی به خانواده زندانیان و بزرگداشت شهدا بدل شد؛ کانونی که به‌گفته یکی از رئیسان بازداشتگاه‌های آن دوران، زندان را از «اندرزگاه» به «دانشگاه رزمندگی» تبدیل کرد.

خط فقر در ایران

تاریخچه تأسیس و سیر مبارزاتی سازمان مجاهدین خلق ایران از ۱۳۴۴ تا انقلاب ۱۳۵۷



بیشتر بخوانید

اول شهریور و دستگیری مجاهدین: چرا این روز هنوز اهمیت دارد

اول شهریور ۱۳۵۰ نمونه‌ای کامل از یک قاعده تلخ تاریخی است: دیکتاتوری‌ها می‌توانند یک شبکه را در یک روز از میان ببرند، اما نمی‌توانند ایده‌ای را که از دل شکنجه و مقاومت زاده شده نابود کنند. رژیمی که خیال می‌کرد با دستگیری صد در صد کادر مرکزی یک سازمان، پرونده مخالفت را برای همیشه بسته است، خود شاهد بود که همان دستگیری‌ها، همان دادگاه‌ها و همان مادران داغدار، بذر یک جنبش اجتماعی بزرگ‌تر را کاشتند.

این الگو، از فرار رضا رضایی از میان محاصره ساواک تا نارنجک آخر احمد رضایی، امروز هم برای هر جنبشی که در برابر سرکوب سازمان‌یافته ایستاده، معنا دارد: سرکوب می‌تواند بدنه یک تشکیلات را بشکند، اما هر بار که خشونت حاکمیت بی‌پرده به نمایش درمی‌آید، همان خشونت است که مخالفانش را برای نسل بعد پرورش می‌دهد و این حرکتی است تا رسیدن به یک ایرانی که دیگر در آن هیچ دیکتاتوری حاکم نباشد که نیاز به این‌گونه ایثارکردن‌ها باشد.

عباس تبریزی

  • سایت کالج آزادی در شبکه‌های اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب

لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.

برچسب‌ها: دستگیری مجاهدین در اول شهریوررضا رضاییساواک شاهضربه شهریور ۱۳۵۰محمد حنیف‌نژادمسعود رجوی
اشتراکتوئیتاشتراک
پست قبلی

اهمیت تنگه هرمز؛ گلوگاهی که دیگر تنها راه نیست

پست بعدی

تحریم‌های جدید امریکا علیه ایران؛ بسنت: شریان‌های اقتصادی تهران را قطع می‌کنیم

دیدگاهتان را بنویسید لغو پاسخ

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

آخرین مطالب

تأسیس سازمان مجاهدین

تأسیس سازمان مجاهدین؛ ۱۵ شهریور؛ شصت‌ویک سال از آن تصمیم تاریخی

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد

تفاهم‌نامه اسلام‌آباد؛ فروپاشی توافق و اوج‌گیری جنگ ایران و آمریکا

تهران

تهران چگونه پایتخت ایران شد؟ تصمیمی که تاریخ ایران را تغییر داد

فروپاشی اقتصادی ایران

فروپاشی اقتصادی ایران؛ بهای جنگ‌طلبی و «محور مقاومت»

قیمت دلار

قیمت دلار؛ از هفت تومان تا ۲۰۴ هزار تومان، روایت یک سقوط

دلار ۲۰۰ هزار تومان

دلار ۲۰۰ هزار تومان؛ جنگی که پایانی برای بحران اقتصادی ندارد

تحریم‌های جدید امریکا علیه ایران

تحریم‌های جدید امریکا علیه ایران؛ بسنت: شریان‌های اقتصادی تهران را قطع می‌کنیم

دستگیری مجاهدین

دستگیری مجاهدین در اول شهریور؛ وقتی سرکوب شاه به آغاز مقاومتی تازه انجامید

اهمیت تنگه هرمز

اهمیت تنگه هرمز؛ گلوگاهی که دیگر تنها راه نیست

قائم حسینی

قائم حسینی اعدام شد؛ یک متهم دیگر پرونده میدان علیخانی اصفهان

  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
  • مقالات و یادداشت‌ها
  • آلترناتیو و مقاومت
  • تاریخی
  • آموزش
  • زنان
  • فرهنگ و دانش

© ۲۰۲۴ - کالج آزادی. استفاده از مطالب مندرج در سایت با ذکر منبع بلامانع است.

نتیجه‌ای یافت نشد
نمایش همه نتایج
  • خانه
  • یادداشت روز
  • اعتراضات ایران
  • رژیم ایران و آمریکا
  • اخبار
    • اخبار اجتماعی
    • اخبار سیاسی
    • نقض حقوق بشر
  • مقالات و یادداشت‌ها
    • مقالات اجتماعی
    • مقالات اقتصادی
    • مقالات سیاسی
    • مقالات وارده
  • آلترناتیو و مقاومت
    • مسعود رجوی
    • مریم رجوی
  • تاریخی
    • تاریخ ایران
    • تاریخ جهان
    • مناسبت‌ها
  • آموزش
    • انقلاب دمکراتیک ایران
    • آموزه‌های اقتصادی
    • آموزه‌های اجتماعی
    • آموزه‌های سیاسی
  • زنان
    • زنان پیشتاز
    • زنان تاریخساز
  • فرهنگ و دانش
    • هنر و ادب
    • تازه‌های علمی

© ۲۰۲۴ - کالج آزادی. استفاده از مطالب مندرج در سایت با ذکر منبع بلامانع است.