شهریه مدارس و هزینه تحصیل در ایران بالا رفته و خانوادهها با کاهش قدرت خرید، هزینههای سنگین مدرسه و دانشگاه روبهرو هستند.
شهریه مدارس؛ جنگ و گرانی، ثبتنام را کاهش داده است
سال تحصیلی جدید در ایران در حالی آغاز میشود که افزایش هزینههای زندگی، کاهش قدرت خرید و پیامدهای جنگ و فشارهای اقتصادی، تأمین هزینه تحصیل دانشآموزان و دانشجویان را برای بسیاری از خانوادهها دشوارتر کرده است.
در سال جاری حدود سه میلیون و ۳۰۰ هزار دانشجو در ایران مشغول به تحصیلاند که بیش از ۶۰ درصد آنها در دانشگاههای غیردولتی تحصیل میکنند و بابت تحصیل شهریه میپردازند. البته تحصیل در دانشگاههای دولتی نیز همیشه رایگان نیست. دانشجویان دورههای نوبت دوم باید شهریه پرداخت کنند و برخی دیگر از شیوههای آموزشی در دانشگاههای دولتی نیز مستلزم پرداخت هزینه هستند.
در یک دهه گذشته تعداد دانشجویان ایران از حدود چهار میلیون و ۴۰۰ هزار نفر به سه میلیون و ۳۰۰ هزار نفر کاهش یافته است. افزایش هزینه تحصیل، رشد تورم، کاهش درآمد خانوارها و همچنین بیکاری شمار قابل توجهی از فارغالتحصیلان دانشگاهی از جمله عواملی است که در کاهش تقاضا برای تحصیلات دانشگاهی مطرح شدهاند. به نظر میرسد بخش مهمی از این کاهش مربوط به دانشجویان شهریهپرداز باشد.
افزایش هزینه آموزش تنها به دانشگاه محدود نمیشود. شهریه مدارس غیردولتی نیز در سالهای اخیر افزایش یافته و در کنار آن، قیمت کتاب، دفتر، کاغذ، لوازمالتحریر، لباس و دیگر نیازهای آموزشی رشد کرده است. آغاز سال تحصیلی امسال نیز در شرایطی صورت میگیرد که اقتصاد ایران با پیامدهای جنگ، تشدید فشارهای اقتصادی، محدودیتهای تجاری و کاهش ارزش پول ملی روبهرو است.
در چنین شرایطی، هزینه تحصیل دیگر تنها رقم درجشده در برگه شهریه نیست؛ مجموعهای از هزینههاست که در فاصله کوتاهی بر بودجه خانوار تحمیل میشود.

جنگ و گرانی، ثبتنام در مدارس غیردولتی را کاهش داده است
افزایش شهریه مدارس غیردولتی در سال تحصیلی جدید تنها عامل کاهش ثبتنام نیست. نگرانی از تکرار درگیریهای نظامی و احتمال تعطیلی مدارس یا بازگشت آموزش مجازی نیز باعث شده بخشی از خانوادهها در تصمیم خود برای پرداخت شهریههای سنگین تجدیدنظر کنند.
بررسی وضعیت چند دبستان غیردولتی در جنوب تهران نشان میدهد شهریه هر دانشآموز که دو سال قبل حدود ۳۶ میلیون تومان بود، سال گذشته به حدود ۵۲ میلیون تومان رسید و امسال به ۸۰ تا ۸۵ میلیون تومان افزایش یافته است. در چنین شرایطی، شماری از خانوادهها ترجیح دادهاند فرزندانشان را در مدارس دولتی ثبتنام کنند.
نگرانی از جنگ، اما موضوع را پیچیدهتر کرده است. در یکی از مدارس، بخشی از والدین به دلیل قرار گرفتن مدرسه در نزدیکی یک مرکز انتظامی، درباره امنیت فرزندانشان در صورت آغاز دوباره درگیریها ابراز نگرانی کردهاند. برای این خانوادهها، پرداخت شهریه سنگین در شرایطی که احتمال تعطیلی کلاسهای حضوری و برگزاری آموزش به شکل مجازی وجود دارد، توجیه اقتصادی کمتری دارد.
در یکی از مدارس نیز کاهش ثبتنام به حدی بوده که ادامه فعالیت آن با مشکل مواجه شده است. در حالی که در سالهای گذشته بیشتر خانوادهها تا پایان بهار ثبتنام فرزندانشان را انجام میدادند، امسال حتی در روزهای پایانی شهریور نیز شماری از خانوادهها هنوز تصمیم نهایی خود را نگرفته بودند.
به این ترتیب، جنگ از دو مسیر بر بازار آموزش اثر گذاشته است: از یک سو با تشدید فشارهای اقتصادی، توان خانوادهها برای پرداخت شهریه را کاهش داده و از سوی دیگر، نگرانی درباره امنیت مدارس و احتمال بازگشت آموزش مجازی، تمایل به پرداخت شهریههای بالا برای مدارس غیردولتی را کاهش داده است.
کاهش جمعیت دانشآموزی نیز عامل دیگری است که در سالهای اخیر بر تعداد ثبتنامها اثر گذاشته است. شمار کودکان در سن ورود به دبستان نسبت به چند دهه قبل کاهش یافته و در برخی مدارس تعداد دانشآموزان پایه اول به چند نفر محدود شده است. با این حال، وضعیت امسال نشان میدهد که کاهش ثبتنام را نمیتوان تنها با تغییرات جمعیتی توضیح داد؛ فشار اقتصادی و نگرانیهای ناشی از جنگ نیز در تصمیم خانوادهها نقش دارند.
افزایش چند برابری هزینه دبیرستان
در مقطع دبیرستان، تفاوت میان شهریه سالهای گذشته و امسال برای برخی خانوادهها چشمگیرتر است.
یک دانشآموز سال آخر دبیرستان در تهران میگوید خانوادهاش دو سال قبل حدود ۶۰ میلیون تومان و سال گذشته حدود ۸۰ میلیون تومان بابت شهریه پرداخت کردهاند، اما برای سال تحصیلی جدید باید حدود ۲۲۰ میلیون تومان بپردازند.
این هزینه تنها شهریه نیست. جزوهها و کتابهایی که مدرسه تهیه یا تکثیر میکند نیز هزینه جداگانهای دارند که در مورد این دانشآموز حدود ۲۰ میلیون تومان برآورد شده است. در نتیجه هزینه تحصیل یک دانشآموز سال آخر دبیرستان در چنین مدرسهای میتواند به حدود ۲۵۰ میلیون تومان برسد و در مدارس مناطق گرانتر، رقم بالاتری نیز داشته باشد.
بر اساس مقررات اعلامشده برای سال تحصیلی جدید، شهریه مدارس غیردولتی قرار بود حدود ۳۵ درصد افزایش پیدا کند و شهریه مصوب مدارس در محدودهای از حدود ۱۴ تا ۱۴۵ میلیون تومان تعیین شده بود. با این حال، نمونههای میدانی نشان میدهد که هزینه پرداختی برخی خانوادهها بسیار بیشتر از این ارقام است.
این فاصله میان شهریه اعلامشده و هزینهای که خانواده در عمل پرداخت میکند، یکی از موضوعاتی است که ارزیابی دقیق هزینه آموزش را دشوار میکند.
شهریه دانشگاه؛ هزینهای که سریعتر از درآمد خانوار رشد میکند
فشار هزینهها در دانشگاه نیز محسوس است. دانشگاههای غیردولتی سهم بزرگی از جمعیت دانشجویی ایران را در خود جای دادهاند و شهریه آنها برای میلیونها دانشجو بخشی از هزینه سالانه خانوادههاست.
یک دانشجوی رشته حقوق در تهران میگوید سال گذشته شهریه ثابت هر ترم او حدود شش میلیون تومان بود و شهریه متغیر نیز تقریباً همین مقدار میشد. امسال شهریه ثابت به حدود ۱۱ میلیون تومان رسیده و با احتساب شهریه متغیر، هزینه یک ترم به حدود ۲۲ میلیون تومان افزایش یافته است.
شهریه ثابت مبلغی است که دانشجو در هر ترم پرداخت میکند و شهریه متغیر بر اساس تعداد واحدها و نوع درسها تغییر میکند. برای یک دانشجوی معمولی که حدود ۱۸ واحد درسی در یک ترم انتخاب میکند، هزینه تحصیل در سال جدید تقریباً دو برابر سال گذشته گزارش شده است.
افزایش شهریه دانشگاهها البته در سالهای گذشته نیز وجود داشته است. در شرایط معمول، افزایش سالانه شهریه در برخی دانشگاههای غیردولتی حدود ۳۵ تا ۴۰ درصد بود. اما افزایشهای امسال در بعضی رشتهها و مقاطع، از این روند معمول فاصله گرفته است.
برای خانوادهای که درآمدش همپای افزایش هزینهها رشد نکرده، دو برابر شدن شهریه یک ترم تنها به معنای پرداخت مبلغی بیشتر نیست؛ میتواند به معنای تغییر محل تحصیل، کاهش تعداد واحدهای انتخابی، تأخیر در ادامه تحصیل یا افزایش بدهی خانواده باشد.
لوازمالتحریر؛ هزینهای جدا از شهریه مدارس
شهریه تنها بخش هزینههای آغاز سال تحصیلی نیست. دفتر، کاغذ، خودکار، مداد، مدادرنگی، کیف، کفش، لباس فرم و سایر لوازم آموزشی نیز در مجموع رقم قابل توجهی تشکیل میدهند.
یک فروشنده لوازمالتحریر در یکی از شهرهای اطراف تهران میگوید قیمت دفترهای مشق نسبت به سال گذشته تقریباً دو برابر شده است. برای نمونه، دفتری که سال گذشته حدود ۸۵ هزار تومان فروخته میشد، امسال حدود ۱۸۰ هزار تومان قیمت دارد.
قیمت برخی انواع کاغذ نیز افزایش قابل توجهی داشته است. به گفته این فروشنده، قیمت کاغذ نسبت به سال گذشته تقریباً دو برابر شده، در حالی که قیمت برخی اقلام مانند خودکار و رواننویس با سرعت کمتری افزایش یافته است.
او میگوید قدرت خرید مردم نیز کاهش یافته است. خانوادهها همچنان برای فرزندانشان لوازم مدرسه تهیه میکنند، اما کمتر از گذشته خرید میکنند و تلاش دارند از وسایلی که از سال قبل باقی مانده استفاده کنند.
این مسئله در مورد کیف، کفش و لباس مدرسه نیز دیده میشود. برگزاری بخشی از کلاسها به شکل مجازی در سال گذشته باعث شده برخی خانوادهها وسایل مدرسهای را که کمتر استفاده شده، دوباره مورد استفاده قرار دهند و خریدهای جدید را به تعویق بیندازند.
از سبد اقتصادی تا هزینههای چند میلیونی
قیمت یک بسته نسبتاً اقتصادی از لوازمالتحریر برای یک دانشآموز در بازار میتواند از حدود یکونیم تا چند میلیون تومان متغیر باشد. در برخی فروشگاهها، بستههایی شامل کوله، جامدادی، مدادرنگی، خودکار، اتود، هایلایتر، پاککن، تراش، غلطگیر، خطکش، پرگار و دفتر با قیمتهایی نزدیک به ۱۷ میلیون تومان نیز عرضه میشوند.
اگر کیف و لباس فرم نیز به این مجموعه اضافه شود، هزینه یک سبد کامل آموزشی میتواند به حدود ۱۵ میلیون تومان یا بیشتر برسد.
این تفاوت قیمتها نشان میدهد که «هزینه لوازمالتحریر» رقم ثابتی نیست و به کیفیت کالا، محل خرید و توان مالی خانواده بستگی دارد. یک خانواده ممکن است با حداقل هزینه نیازهای آموزشی فرزندش را تأمین کند و خانوادهای دیگر برای همان اقلام چند برابر پرداخت کند.
فروشندگان نیز از کاهش قدرت خرید مشتریان خبر میدهند. در آستانه آغاز مدارس، میزان خرید در برخی بازارها هنوز به سطح سالهای گذشته نرسیده است. در عین حال، قیمت برخی اقلام نسبت به سال قبل حدود دو برابر شده و در مواردی تغییر قیمتها با سرعت بیشتری اتفاق میافتد.
کاغذ نیز برای دانشجویان اهمیت ویژهای دارد. یک بسته ۵۰۰ برگی کاغذ سفید A4 در بازار با قیمتهایی از حدود یک میلیون تومان به بالا عرضه میشود و انواع ارزانتر کاغذ نیز وجود دارد، اما همه آنها برای استفادههای آموزشی مناسب نیستند.
هزینه تحصیل، فراتر از رقم شهریه مدارس
آنچه در آغاز سال تحصیلی جدید در ایران دیده میشود، مجموعهای از افزایش هزینههاست که جداگانه شاید کوچک به نظر برسند، اما در کنار یکدیگر فشار قابل توجهی بر بودجه خانواده ایجاد میکنند.
برای خانوادهای که درآمدش متناسب با تورم افزایش نیافته، تفاوت میان یک دفتر ۸۵ هزار تومانی و یک دفتر ۱۸۰ هزار تومانی یا میان شهریه ۸۰ میلیون تومانی و ۲۲۰ میلیون تومانی، صرفاً یک اختلاف عددی نیست. این افزایش میتواند خانواده را ناچار کند مدرسه فرزندش را تغییر دهد، خرید برخی وسایل را به تعویق بیندازد، از بعضی خدمات آموزشی صرفنظر کند یا برای ادامه تحصیل هزینه بیشتری از درآمد محدود خود اختصاص دهد.
در سوی دیگر، کاهش ثبتنام در برخی مدارس غیردولتی، کاهش تعداد مشتریان فروشگاههای لوازمالتحریر و سنگینتر شدن شهریه دانشگاهها، بخشهای مختلف یک روند واحد را نشان میدهد: قدرت خرید خانوادهها در برابر هزینه آموزش کاهش یافته است.
این وضعیت تنها بر خانوادهها اثر نمیگذارد. مدارس غیردولتی، دانشگاههای شهریهمحور، فروشندگان لوازمالتحریر و دیگر بخشهای مرتبط با آموزش نیز از کاهش قدرت خرید مردم تأثیر میپذیرند.
در چنین شرایطی، آینده اقتصادی ماههای پیش رو نیز برای خانوادهها اهمیت زیادی دارد. ادامه جنگ، فشارهای اقتصادی، محدودیتهای تجاری و کاهش ارزش ریال میتواند هزینههای آموزش را بیش از پیش تحت تأثیر قرار دهد.
اما برای خانوادههایی که اکنون باید شهریه مدرسه یا دانشگاه، کتاب، دفتر، کاغذ و دیگر لوازم مورد نیاز فرزندانشان را تهیه کنند، این آینده نامطمئن فقط یک نگرانی درباره ماههای بعد نیست؛ بخشی از هزینهای است که همین امروز باید برای آن تصمیم بگیرند.

آموزش؛ هزینهای که جامعه ایران دیگر توان پرداخت آن را ندارد
افزایش هزینههای آموزش در ایران دیگر به شهریه مدرسه یا دانشگاه محدود نیست. افزایش قیمت کتاب و جزوه، دفتر و کاغذ، لوازمالتحریر، لباس و سایر نیازهای آموزشی، در کنار کاهش قدرت خرید خانوادهها، مجموعهای از هزینهها را ایجاد کرده است که دسترسی به آموزش را برای بخش بیشتری از جامعه دشوار میکند. نتیجه چنین روندی را میتوان در کاهش ثبتنام برخی مدارس غیردولتی، کاهش شمار دانشجویان و تغییر رفتار خانوادهها در خرید و پرداخت هزینههای آموزشی مشاهده کرد.
اگر این روند ادامه پیدا کند، کاهش تعداد دانشآموزان و دانشجویان صرفاً یک مسئله آماری نخواهد بود. بخشی از کودکان و جوانان ممکن است به دلیل ناتوانی خانوادهها در تأمین هزینههای تحصیل، از آموزش باکیفیت محروم شوند یا ناچار شوند سطح و کیفیت آموزش خود را کاهش دهند. تداوم این وضعیت میتواند در سالهای نهچندان دور به شکلگیری نوعی فقر آموزشی در ایران منجر شود؛ فقری که آثار آن بسیار فراتر از مدرسه و دانشگاه خواهد بود و بر آینده اقتصادی و اجتماعی نسل بعد نیز اثر خواهد گذاشت.
این وضعیت را نمیتوان تنها نتیجه افزایش عمومی قیمتها دانست. بخش بزرگی از منابع کشور طی دهههای گذشته صرف سیاستهای نظامی و امنیتی، برنامه هستهای و حمایت مالی و نظامی از نیروهای نیابتی حکومت جمهوری اسلامی در منطقه شده است؛ در حالی که آموزش، بهعنوان یکی از اساسیترین سرمایهگذاریهای بلندمدت برای آینده کشور، با کمبود منابع و کاهش کیفیت خدمات مواجه بوده است.
در واقع، مسئله فقط این نیست که خانواده ایرانی امروز برای پرداخت شهریه یا خرید یک دفتر گرانتر با مشکل روبهروست. مسئله این است که هرچه هزینه آموزش بیشتر و دسترسی به آن دشوارتر شود، شمار بیشتری از کودکان و جوانان ممکن است از فرصت آموزش باکیفیت کنار گذاشته شوند. جامعهای که از آموزش نسل جوان خود میکاهد، در حقیقت بخشی از سرمایه انسانی آینده خود را از دست میدهد.
اگر منابع عمومی به جای آنکه سهم کافی از آن صرف آموزش، مدرسه، دانشگاه و آینده کودکان و جوانان شود، در اولویتهای نظامی و منطقهای هزینه شود، پیامد آن تنها فشار اقتصادی امروز نخواهد بود؛ میتواند به فقیرتر شدن آموزش و در نهایت فقیرتر شدن سرمایه انسانی ایران منجر شود.
آغاز سال تحصیلی جدید، از این منظر، فقط آغاز یک سال آموزشی دیگر نیست. افزایش هزینهها، کاهش قدرت خرید و کاهش مشارکت در آموزش میتواند هشداری درباره آیندهای باشد که در آن، تحصیل باکیفیت بیش از پیش به امتیازی برای خانوادههایی با توان مالی بالاتر تبدیل شود و بخش بزرگتری از کودکان و جوانان ایران از آن محروم بمانند.
عباس تبریزی
- سایت کالج آزادی در شبکههای اجتماعی:اینستاگرام / تلگرام / یوتیوب
لطفا نظراتتان را در کامنت با ما به اشتراک بگذارید.










